news

یک تحلیل جامع درباره نرخ ارز؛عوامل بنیادین، عبور از قله اخبار بد و بررسی 4 فاند خبری پیش رو

یک تحلیل جامع درباره نرخ ارز

عوامل بنیادین، عبور از قله اخبار بد و بررسی 4 فاند خبری پیش رو

توضیح مبنای تحلیلی که باعث صحت پیش بینی های پیشین شد

برخی علاقه مندند بدون مبنا، اهدافی را برای نرخ ارز بیان کنند. البته گاهی هم به طور اتفاقی، این نرخ ها محقق می شود و به مدد فضای مجازی، به سرعت از افراد پیش بینی کننده، بت یا پیشگو ساخته می شود. اما تحلیل درست و قابل استفاده آن است که بر اساس مبنایی تحلیلی (مقایسه ای، گذشته نگر و تطبیقی، سنجش مولفه های پیش رو، مدل اقتصادی و اقتصادسنجی و …) انجام شود تا مخاطب بتواند ضمن دریافت چهارچوب و منطق مدل، خودش به اصلاح و به روزرسانی آن (مخصوصا اصلاح ورودی ها و مفروضات) دست بزند. با توجه به اهمیت نرخ ارز در بازار زعفران، دنیای زعفران بارها تحلیل های مفصلی را در این خصوص ارائه کرده است. در ادامه ضمن بازخوانی مبنای تحلیلی پیش بینی های اخیر که با تقریب خوبی محقق هم شد، تحلیلی جامع درباره نرخ ارز به روش مقایسه ای-تطبیقی (با جهش ها و ریزش های قبلی) انجام داده و ضمن برشمردن فاندهای خبری احتمالی پیش رو، انتظار تحلیلی خود برای یک ماه آتی را بیان خواهیم کرد.

2 پیش بینی دقیق دنیای زعفران و مبنای تحلیلی آن

طی خردادماه 2 تحلیل نسبتا دقیق درباره نرخ ارز داشتیم. بارها تصریح کردیم که

  1. نرخ ارز در این ماه کاهشی خواهد بود (با تحلیل مقایسه ای شرایط و فاندهای خبری و شرایط پیرامونی با اردیبهشت ما و پیش بینی غیرقابل افزایش بودن فشارها و عملیات روانی)
  2. هدف مسیر نزولی را کانال 12 هزار تومان ( و نهایتا در صورت ثبات زیر 13 تا محدوده 11.8) اعلام کردیم. و تصریح کردیم که نرخ ارز نمی تواند به کمتر از این مقدار کانال سقوط کند. درست در روزهایی که موج های فروش بی سابقه در بورس (اتی و گواهی) شکل گرفته بود از پایان یافتن مسیر نزولی و جذاب بودن قیمت ها (نگین تیر، اختیار معامله 14 شهریور و …) صحبت کردیم. (مبنای تحلیل: سیاست های بانک مرکزی، رشد نرخ ارز در سامانه نیما به محدوده 11 هزار تومان و غیرمنطقی بودن افت بیشتر از منظر حفظ ثبات در بازار)

وقتی هم که نرخ ارز از کانال 12 هزار تومان بازگشت بر مبنای تحلیل مقایسه ای توضیح دادیم که این مسیر نمی تواند پایدار باشد. اگرچه تصور ما این بود که بانک مرکزی در همان ابتدای هفته جاری (هفته چهارم خرداد) موضوع را مهار کند اما تغییر روند ارز تا دوشنبه طول کشید.

چرا بانک مرکزی بر بازار سوار است؟

در بهار امسال، آمریکا همه کاری کرد؛ از تروریستی اعلام کردنِ سپاه تا تحریم نمایشی فولاد و پتروشیمی، لغو معافیت 8 کشور از تحریم نفتی، تحریم صرافی برخی بانک ها و نهایتا ایجاد سایه جنگ. اما همه این حوادث، نهایتا توانست نرخ ارز را تا میانه کانال 15 هزار تومان بالا بکشد. اگر این اتفاقات در تابستان 97 رخ می داد، به نظر شما چه بر سر بازار ارز می آمد؟ در ادامه توضیح می دهیم که چرا می گوییم بانک مرکزی به صورت نسبی، تسلط بسیار بیشتری بر بازار دارد؟

برخی علاقه مندند بدون مبنا، برای ارز نسخه بپیچند و اهدافی را اعلام کنند؛ مثلا می گویند که 15 هزار تومان، 18 هزار تومان و 10 هزار تومان! اما تحلیل باید مبنا داشته باشید؛ یا باید مدل اقتصادی به کار رود و یا اکنون که شرایط سیاسی و قدرت تنظیم گری بانک مرکزی تعیین کننده است، از تحلیل مقایسه ای استفاده شود.

چه مولفه هایی تغییر کرده است؟

اما باید در این رابطه توضیح داده شود که به خاطر تغییر چه مولفه هایی، تسلط بانک مرکزی بر بازار را افزایش داده است. توجه به این مولفه ها ما را کمک خواهد کرد تا در صورت ملاحظه تغییر شرایط، حواسمان جمع باشد. از جمله این مولفه ها عبارتند از:

تغییر هاب ارزی:

یکی از مهمترین اتفاقات در یک سال اخیر، تغییر در هاب ارزی کشور است. وابستگی به دوبی بسیار کمتر شده است (اگرچه هنوز هست) و این موضوع باعث می شود اقتصاد و بازار ارز از محل فشارها این کشور ( که با ماجرای مالیات بر ارزش افزوده و شناسایی ذینفعان آغاز شد) اثیر جدی نپذیرد.

ایجاد انبارهای اسکناس در کشور

فارغ از بحث حواله، درباره اسکناس هم تغییرات مهمی ایجاد شده است. مجید شاکری، تحلیلگر اقتصادی حوزه ارز و تحریم و نزدیک به بانک مرکزی، یک شنبه شب در گفتگوی ویژه خبری گفت: در طول زمان به علت فشارهایی که از دبی به صرافان ایرانی وارد شد دبی از جایگاه اصلی ترین انبار اسکناس، نزول کرده است و از جاهای مختلفی اسکناس وارد ایران می شود، همچنین در طول تابستان 97 به علل مختلف، انبارهای مهم اسکناس در داخل ایران تشکیل شده است.

بازار متشکل ارزی:

این بازار، که البته به مرور راه اندازی شده و تعمیق خواهد شد، یک ابزار مهم سیاستی در اختیار بانک مرکزی خواهد بود. هم اکنون این بانک برای مدیریت بازار از طریق واسطه های خود و همچنین صرافی های بانکی اقدام به تزریق با خرید ارز می کند. اما با راه اندازی این بازار با توجه به طراحی ان، امکان مداخله بانک مرکزی و خرید و فروش ارز (برای تنظیم بازار) به صورت مستقیم فراهم خواهد شد.

تغییر سیاست های ارزی

اما مهمتر از آن، تغییر سیاست های ارزی است. سیاست ارز 4200 تومان، بعد از وضع و ناتوانی در حمایت از آن، یک رانت بزرگ و یک عطش سیری ناپذیر برای ارز در کشور ایجاد کرد. اختلاف بین بازارهای مختلف زیاد شد و تبدیل به سیک چاه ویل برای منابع ارزی شد. اما اکنون ماجرا معکوس شده است. منابع تخصیص داده شده به این نرخ، محدود شده است و احتمالا این هفته(در جلسه هماهنگی اقتصادی سران)، کاهش هم خواهد یافت. نرخ ارز نیما هم افزایش یافته و به نرخ بازار نزدیک شده است. مجموعه این شرایط باعث تشویق تجار به بازگشت ارز شده است. از سوی دیگر عطش تقاضای ارز را کاهش داده و به نوعی مدیریت بازار را به صورت مبنایی ( در مقایسه با سال قبل) تسهیل کرده است.

عبور از قله اخبارِ بد!

اما شاید بگویید که بازار ارز روانی است و بر اساس فاندهای خبری مختلف (از سفر آبه تا حملت پهپادی و انفجار در حوالی سفارت بغداد و …) بالا و پایین می شود. این بحث درست است. اما باید دقت شود که اولا اثر این اخبار بسیار کوتاه مدت است. ثانیا در صورتی که شرایط بنیادین (منابع ارزی، توازن عرضه و تقاضا و توان تنظیم گری بانک مرکزی) اثر این اخبار بسیار سریع تر، دفع خواهد شد. ثالثا، در تحلیل مقایسه ای، باید دقت کنیم که در این رابطه از قله گذشته ایم. یعنی بدترین اخبار ممکن در دو مقطع، یعنی اردیبهشت تا آبان 98 و سپس فروردین و اردیبهشت 98 متوجه بازار ارز شد. طی هجمه اول نرخ ارز تا 18 هزار تومان و طی هجمه شدید دوم نرخ فقط تا 15 هزار و 500 تومان رشد کرد. بررسی وضعیت طرفین در منازعه اخیر، نشان می دهد که غیر از مسئله جنگ (مثلا حمله موردی به یک پالایشگاه یا پتروشیمی) که احتمال بسیار ضعیفی دارد، عملا هیچ فاند خبری قوی ای برای اینکه شرایطی بغرنج تر از اردیبهشت 98 اسجاد کند قابل رصد نیست.

فاندهای خبری پیش رو چیست؟

طی روزهای پیشرو، چند موضوع مهم مطرح است که از نظر روانی می تواند دستاویزی برای ایجاد نوسان در بازار ارز باشد. از جمله:

  1. موضوع لوایح FATF: این موضوع مدتهاست که مطرح است و حتی در صورت تصمیم سرسختانه علیه ایران و لغو تعلیق از لیست سیاه، با توجه به تحریم های موجود، هیچ چیزی در عمل عوض نخواهد شد. در واقع تحریم های موجود، معلق بودن یا نبودن ایران از لیست سیاه این کارگروه را بی اثر کرده است چرا که اثر تحریم ها به مراتب اعم از اثر قرار گرفتن در فهرست سیاه این نهاد مالی است. با این حال، اثر روانی محدودی برای این موضوع (در صورت رد لوایح در ایران و با تصمیم کارگروه) قابل فرض است که قطعا بیشتر از ایجاد شبهه جنگ یا لغو معافیت 8 کشور برای خرید نفت از ایران نیست.
  2. موضوع کاهش تعهدات برجام ایران: کشور نشان داده است که در این موضوع، با تدبر و مرحله به مرحله عمل می کند. به گونه ای که اروپایی ها را نگران کند و البته غیراز مخالفان همیشگی کشور (از جمله تیم ب) کس دیگری نتواند ایران را به خاطر این اقدامات محکوم کند. و موضع تند بگیرد. تصور اینکه اقدامات ایران به نحوی باشد که باعث ایجاد اجماع علیه کشورمان شود، بعید است. در هر حال دنیای سیاست دیای پیچیده ای است و تحلیل آن در حوزه تخصص نگارنده هم نیست. با این حال، آنچه از نظر بازار ارز اهمیت دارد ایکه تدریجی بودن این اقدام مانع از ایجاد شوک به بازار خواهد شد.
  3. افزایش تنش های سیاسی  و نظامی: خوشبختانه (!) این موضوع را هم یک بار از سر گذراندیم. طبیعتا هر کارتی فقط یک بار قابل بازی کردن است. وقتی ما با آن بازی نخوریم، این کارت دشمن می سوزد و دفعه بعدی بازار واکنش بسیار کمتری به ان نشان خواهد داد. حالت بسیار بدبینانه این است که دشمن یک قدم جلو بیاید و با حملاتی محدود (مثل آنچه درباره تاسیسات هسته ای عنوان شده)، فضای روانی ایجاد کند. اما واقعیت این است که این اقدام با توجه به در تیررس بودن بسیاری از تاسیسات و پایگاه های نظامی امریکا در منطقه، برایشان بسیار هزینه بر است و لذا از انجام آن هراس دارند. البته در این شرایط، باید حساب شده عمل کرد و مواظب اقدامات خودسرانه یااشتباهاتی که بهانه به دست دشمن بدهد، بود.
  4. بازار متشکل: این بازار هم که احتمالا به زودی راه اندازی می شود، اثر واقعی ( در میان مدت) و اثر روانی در کوتاه مدت خواهد داشت.

جمع بندی:

با توجه به انچه گفته شد، حداقل طی یک ماه پیش رو، انتظار تحلیلی برای ایجاد جهش یا ریزش قابل توجه در نرخ ارز وجود ندارد. لذا انتظار این است که در مسیرهای نزولی، نرخ تا نیمه پایینی کانال 12 هزار تومان و نهایتا (در صورت تثبیت در این کانال) تا حدود 11.8 افت کند. اما با توجه به شرایط نیما و سیاست های بانک مرکزی، انتظار افت بیشتر بسیار ضعیف است. در طرف بالایی نیز، به صورت مقایسه ای، هیچ دلیلی ( اعم از بنیادین یا روانی) برای بازگرداندن ارز به کانال 15 قابل ردیابی نیست. لذا می توان حد بالایی کانال نوسانی را نیز نیمه بالایی کانال 13 در نظر گرفت.

نکته مهم و پایانی اینکه، “بازی ارز پایان یافته است”. مهمتر از مبانی تحلیلی این موضوع، ان است که با هر بار شکست نرخ ارز در جهش، این گزاره به نحو موثرتری در ذهن بازار تثبیت می شود. موضوعی که باعث می شود مردم سرمایه های خود را از این بازار خارج کرده و تقاضای کاذب از بازار خارج شود. این رویداد کار بانک مرکزی را بسیار راحت تر خواهد کرد!

Leave a Reply

Related Articles

Back to top button